اينجا بمان ؟
افكارم در هم تنيده ، همه چيز ، دنيايي كه پشت سر گذاشتم ، دنيايي كه پيش رو دارم و اين لحظه .
راستي زندگي رمز آلود است . گاهي در يك لحظه رازي بزرگ آشكار ميگردد كه تو را به فكر فرو ميبرد .افكار خود را به حفظ نگه دار و خوب بينديش .
پی اس :تنها شجاعانه بنگر ، شجاعانه گام بردار ، زندگي چيزي نيست جز اينكه تو شجاعت خود را نظاره كني .
من هستم
آيا ميشنوي صداي مرا
آيا ميبيني كه تو را فرياد ميزنم
امروز ميخواهم خطر كنم
نگذار روزمرگي پاي مرا فلج كند
مرا ياري برسان
آنچنان كه در تمامي لحظات سخت ياري دادي
گوش ميكنم ، ميشنوم نجواي تمامي كائنات را
با من باش ، با من بمان
زمستان هم میگذرد ، خورشید در آسمان آبی دوباره درخشیدن خواهد گرفت و این تنها قسمتی از روزهای عم و سالهای زندگی ماست .
ایمیل زیبایی دریافت کردم :
آموخته ام که
آموخته ام که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شگفت انگيزترين چيز در بزرگسالي است .
آموخته ام که زندگي مثل يک دستمال لوله اي است، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت مي کند
آموخته ام که پول شخصيت نمي خرد.
آموخته ام که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند.
آموخته ام که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم.
آموخته ام که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد.
آموخته ام که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان.
آموخته ام که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي جدي از سوي ما را دارد.
آموخته ام که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم.
آموخته ام که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم.
آموخته ام که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد.
آموخته ام که آرزويم اين است که قبل از مرگ مادرم يکبار به او بيشتر بگويم دوستش دارم.
آموخته ام که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن، نگاه را وسعت داد.
آموخته ام که نمي توانم احساسم را انتخاب کنم، اما مي توانم نحوه برخورد با آنرا انتخاب کنم.
پی اس : آنگاه که از گذشته دور میشویم هر لحظه زندگی نقطه آغازی است .
آه ، خداي من ، خداي من و سكوت
بزرگ
بزرگ باش ، بزرگ
كوچك نباش
كوچك هميشه درحال نقشه کشیدن است
بزرگ باش تا قلب تو دنيا را تسخير كنه
تنها نهراس و بدان خدا با توست و از تو حمايت ميكند
پی اس : او با توست ......
متن زیر در ایمیلی از طرف دوستی به دستم رسید :
دو روز مانده به پايان جهان، تازه فهميد که هيچ زندگی نکرده است. تقويمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود. پريشان شد و آشفته و عصبانی. نزد خدا رفت تا روزهای بيشتری از خدا بگيرد. داد زد و بد و بيراه گفت،خدا سکوت کرد. آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سکوت کرد. جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت،خدا سکوت کرد. به پر و پای فرشته و انسان پيچيد،خدا سکوت کرد. کفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سکوت کرد. دلش گرفت و گريست و به سجاده افتاد، خدا سکوتش را شکست و گفت :عزيزم اما يک روز ديگر هم رفت. تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادی. تنها يک روز ديگر باقيست. بيا و لااقل اين يک روز را زندگی کن. لابه لای هق هقش گفت: اما با يک روز... با يک روز چه کار می توان کرد... خدا گفت:آن کس که لذت يک روز زيستن را تجربه کند ، گويی که هزارسال زيسته است و آنکه امروزش را درنمی يابد، هزار سال هم به کارش نمی آيد. و آن گاه سهم يک روز زندگی را در دستانش ريخت و گفت: حالا برو و زندگی کن. او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش می درخشيد. اما می ترسيد حرکت کند، می ترسيد راه برود، می ترسيد زندگی از لای انگشتانش بريزد. قدری ايستاد... بعد با خودش گفت: وقتی فردايی ندارم، نگه داشتن اين زندگی چه فايده ای دارد، بگذار اين يک مشت زندگی را مصرف کنم. آن وقت شروع به دويدن کرد. زندگی را به سر و رويش پاشيد، زندگی را نوشيد و زندگی را بوييد و چنان به وجد آمد که ديد می تواند تا ته دنيا بدود، می تواند بال بزند، می تواند پا روی خورشيد بگذارد.می تواند... او در آن يک روز آسمان خراشی بنا نکرد، زمينی را مالک نشد، مقامی را به دست نياورد اما... اما در همان يک روز دست بر پوست درخت کشيد. روی چمن خوابيد. کفش دوزکی را تماشا کرد. سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايی که نمی شناختندش سلام کرد و برای آنها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد. او در همان يک روز آشتی کرد و خنديد و سبک شد، لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد. او همان يک روز زندگی کرد اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند، امروز او در گذشت، کسی که هزار سال زيسته بود
شعری از آنچه هست شعری از آنچه بود
مدتی هست که دارم انتظار میکشم ، نه اینکه انتظار مثله کش باشه و بشه اونا کشید ،نه، یه حسه ،حسی که تو خودش امید را داره ،نمیدونم ، شاید با گذشتن روزهای عمر ،این حس تو من بیشتر شده ،نگاه میکنم به محیط اطرافم ،گوش میکنم ،حس میکنم ،دوست دارم راحت باشم ،با خودم میگم نه زندگی اونقدرا هم جدی نیست ، نیاز نیست که بخوای کنترلش کنی ،رهاش کن ،حسش کن ،دوستش داشته باش ، میدونم به زودی همه چیز بهتر خواهد شد .
پی اس : گاهی اوقات دوران گذار را طی میکنیم و بهترین راه صبور بودن است .
جملاتي به راستي نيكو از اوشو :
تنها راه بی ترسی پذیرفتن ترس است.آنگاه انرژی آزاد شده به آزادی تبدیل می شود. ولی اگر ترس را نکوهش کنید آنگاه سر بر می آورد.
حتی اگر تصور می کنی کسی مقابل تو است آنقدر ها هم دشمنی ندارد چرا که درگیر کار خود است.چیزی برای ترسیدن وجود ندارد.این موضوع باید قبل از برقراری ارتباط حقیقی درک شود.روی این موضوع مراقبه کن.هیچ جا مانعی ایجاد نکن.گذرگاهی همیشه باز و گشاده باش بدون هیچ دری در برابرت.
حقيقت
حقيقت كجاست ، و من در اين ميان به دنبال چه ميگردم ؟
حقيقت بعدي از وجود من است كه آن را در اتاق كوچك خانه مان گم كرده ام
و واقعيت آنچنان نزديك كه هرروز آن را لمس ميكنم .
پي اس : گاهي اوقات بايد زاويه نگاهت را عوض كني .
هر لحظه زندگي ، لحظه اي است براي تازه شدن
آنانكه حركت نميكنند ، هيچگاه طعم شيرين پيروزي را نميچشند
باراني بايد ...
همه چيز گاه اگر كمي تيره مينمايد ...
باز روشن ميشود زود
تنها فراموش مكن اين حقيقتي است :
باراني بايد ، تا كه رنگين كماني برآيد
و ليموهايي ترش كه تا شربتي گوارا فراهم شود
و گاه روزهايي در زحمت
تا كه از ما ، انسانهايي تواناتر بسازد
خورشيد دوباره خواهد درخشيد ، زود
خواهي ديد .
كولين مك كارتي
متن بالا از كتاب باراني بايد ، ترجمه دكتر مهدي مقصودي گرفته شده است ،كه به زيبايي ، پيام زندگي را به ما هديه ميكند . به راستي خورشيد دوباره درخشيدن خواهد گرفت ، تنها صبور باش ....
پائيز
روزهاي پائيز حال و هواي ديگه اي داره ، طبيعت رنگ عوض ميكنه و كم كم خودش را براي يه خواب طولاني آماده ميكنه ، برگ ريزان و باز هم كوتاه شدن روزها و بلندتر شدن شبها ، شبهايي كه حس ديگهاي داره ، نميدونم ولي يه حال ديگه است .
پي اس : شاد و سربلند زي
هميشه از آدمهايي كه زياد شكايت ميكنند دوري ميكنم ،
چون اين آدما با اين رفتارشون فقط انرژي شما را ميدزدند و تو دلشون نيشخند ميزند كه يه گوش مفت هم گير آوردن ، اين آدما هيچوقت هيچ حركت مثبتي انجام نميدن ،حتي براي اصلاح وضعيت خودشون هم حركتي نميكنند ، تنها هدفشون كسب انرژي از شماست . شما ميتونيد اين آدما را همه جا ببنيد ، مواظب باش به دام اين افراد نيفتي و اجازه نده كه حرفاشون در تو اثر كنه ،
يه دسته ديگه آدمايي هستند كه با بي توجهي به شما قصد اين را دارند كه نظر شما جلب كنند و بعد ، از اين حالت لذت ميبرند ، وقتي اين آدما را از رفتارشون شناختي به همون نسبت بشون بي توجهي كن ، اين افراد از نظر من مشكل روحي دارند ،
و اما دسته ديگه آنهايي هستند كه شما را دوست دارند ، زندگي را دوست دارند ، شكايت نميكنند ، تو اكثر اجتماعات شركت ميكنند ، طبيعت را دوست دارند ، ميتونند حرفاي شما را بشنوند ، بدون اينكه بخواهند راهي جلوي پاي شما بگذارند ، چهره آروم و قلب مهربونشون را ميتوني لمس كني ، ميشه به اين افراد اعتماد كرد .
پي اس : روزهاي زندگي در حال گذشتن هستند ، لحظات عمر ما ، ارزشمند هستن ، بايد قدرش را دونست .
